پیوند آسمانی(شهید ابراهیم همت)

 

معجزه خطبه

 

اولین دیدارمان در پاوه را یادم نمی رود که به خاطر بحث با روحانیون اهل سنّت،

 چقدر با عصبانیت با من برخورد کرد!

همینطور برخوردهای بعدیش در حال عادی بودن، برایم همراه با ترس بود تا جایی که

 وقتی صدایش را می شنیدم،تنم می لرزید.

ماجراها داشتیم تا ازدواجمان سر گرفت، ولی چند ماه بعد از ازدواجمان،

 احساس کردم این حاجی با آن برادر همت که می شناختم خیلی فرق کرده!

 خیلی با محبت است و خیلی مهربان.

این را از معجزه های خطبه عقد می پنداشتم،

چرا که شنیده بودم که قرآن کریم می گوید: (و جَعَلَ بَینَکُم مَّوَدَّةً و رَحمَةً )

 

خانه یا مرغدانی

 

روی پشت بام خانه یکی از برادرهای بسیجی، اتاقی بود که آنرا مرغدانی کرده بود ولی

به علت بمباران استفاده نمی شد.

کف آن مرغدانی را آب انداختیم و با چاقو زمینش را تراشیدیم. حاجی هم یک ملحفه

سفید آورد با پونز پرده زدیم که بشود دو تا اتاق. بعد هم با پول توجیبی ام کمی

خرت و پرت خریدم: دو تا بشقاب، دو تا قاشق، دو تا کاسه و یک پتو هم که از

پتوهای سپاه آوردیم. یادم هست حتی چراغ خوراک پزی نداشتیم، یعنی نتوانستیم بخریم و آن مدت اصلاً غذای پختنی نخوردیم. این شروع زندگی ما بود.

منبع: دو نیمه سیب

/ 0 نظر / 18 بازدید